الشيخ حسين الحقاني

مقدمهء شارح 4

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

اين نكته نيز لازم بذكر است كه پايه و اساس فلسفه و معيار اصلى و وسيلهء سنجش مسائل در فن فلسفه ، عقل و تعقّل و باصطلاح عقل‌گرائى مىباشد و اين نيز به آن معنا نيست كه در همهء مسائل زندگى غير از عقل ، هيچ‌يك از معيارهاى سنجشى ، صحيح و واقعى و كارآئى نداشته و مدّنظر نباشد زيرا اين مسأله را همه دانشمندان و عقلاى عالم مىپذيرند كه عقل به تنهائى نمىتواند معيار صحيح سنجش‌ها باشد براى اينكه عقل چه‌بسا در حكم و استنباط خويش خطا مىكند و بطلان پاره‌اى از نظريّات علمى در تاريخ طولانى علوم بشرى اين گفته را به خوبى ثابت مىكند . و از اينجا است كه چه‌بسا ميان عقل و شرع در پاره‌اى از موارد ممكن است برخوردهائى وجود داشته باشد و عقل يا از درك برخى از حقايق و واقعيّات عاجز باشد و يا در درك و استنباط خويش دچار خطا گردد در اين‌صورت طريق وحى و رابطه با خالق يكتا از طرق مختلف و گوناگون كارگشا مىباشد . ازاين‌رو مدّعى هستيم كه عقل و وحى هردو براى ادارهء زندگى بهينهء انسانها در هر مرتبهء و درجه‌اى كه باشد ، در هر عصرى از اعصار ، لازم و ملزوم يكديگر بوده و هم‌آهنگ ، با يكديگر مىتوانند تمام مسائل مربوط بزندگى خواه مادّى و خواه معنوى و اقتصادى و سياسى و اجتماعى را در هر عصرى پاسخگو باشند و السّلام حسين حقّانى زنجانى 12 فروردين سال 1379 ه ش مطابق با 24 ذى الحجه سال 1420 ه ق